سلام
6بهمن سالگرد فوت مادربزرگم هست
تنهایی کشیدم تو خودم ریختم هیچی نگفتم
من بیشتر از هرکسی عاشق مادر بزرگم بودم هر موقع یاد چهره اش می افتم اشکام جاری میشه
هر موقع از پدر بزرگم میگفت بهم انگار دوست داشتم زنده بودن ما رو دورهم جمع میکردن هیچقوت نشد حرفای دلمو بهشون بگم امیدوارم شما قدر پدر بزرگ و مادر بزرگ خودتون بدونید
برچسب:
نویسنده: مبین کوشکی
همیشه روز طوفانی بارانی قدم میزارم خیلی لحظه های تلخ عین قهوه میمونه
گاهی وقتا لازم هست چیزی تو خودت باشه هیچی نگی
دم از روزگار غافله نزنی اما بیداری تا صبح عین لحظه های تنهایی میمونه که وقتی بلند میشی انگار روی سرت خراب شدن
خیلیا حرف هایی دارن ولی نمیگن ولی تا بخوان بگن زمان میبره
برچسب:
نویسنده: مبین کوشکی